انتشار اثر ادبی روایت چفیه در پویش ایران سربلند ایران استوار
روایت چفیه نوشته زهره برکند کارمند معاونت بهداشت در قالب پویش ایران سریلند ایران استوار منتشر شد.
به گزارش روابط عمومی معاونت فرهنگی و دانشجویی دانشگاه علوم پزشکی تهران، در چارچوب پویش ایران سربلند ایران استوار، اثر ادبی روایت چفیه نوشته زهره برکند کارمند معاونت بهداشت منتشر شد.
در این اثر ادبی تلاش شده است با روایت نمادین از نگاه یک چفیه، بخشی از خاطرات جبهه، فداکاری رزمندگان و پیام ماندگار شهیدان برای نسل های بعدی بیان شود. متن کامل این اثر به شرح زیر است.
من، چفیه ام. ساده و خاکی، با نخ هایی که بوی عرق دستان مردی را گرفته اند؛ مردی از جنس ایمان، از تبار نور. روزی نه چندان دور، در میان غبار خط مقدم، او مرا از گردن خویش برداشت، نگاهش چون آفتاب بر قلبم تابید و گفت
این را نگه دار… روزی بوی حماسه خواهد داد.
از آن زمان، من دیگر فقط پارچه ای نبودم.
بر دوش هر دلاوری که مرا بست، حس کردم وزنه رسالت را می کشد.
در شب های سرد جبهه، روی زخم ها نشستم، خون را دیدم که چون نارنجی داغ در جان خاک ریشه می دواند.
گاه اشک های خاموش سربازان روی من می چکید،
گاه غبار انفجارها رنگم را تار می کرد،
اما در هر دم، صدای آن شهید را می شنیدم که آرام می گفت
راه ما تمام نمی شود، وقتی ایمان زنده است.
سال ها گذشت…
دیگر بوی باروت نیست، اما من هنوز در صندوقی ساده نفس می کشم.
هر بار دستانی باورمند مرا لمس می کند، باز همان لرزش جامانده از نگاه خواجه می آید.
من شاهد وصیت نامه ها، فریادهای آخر و بوسه بر خاک وطن بوده ام.
بدنم آغشته به اشک مادران است،
و جانم آکنده از نور شهیدان.
اگر روزی مرا ببندی بر گردنت،
بدان که من فقط پارچه نیستم
من تکه ای از آن عهد صادق ام،
نشانه آن مردان که رفتند تا امید بماند.
و من هنوز گوشم به صدایی است که گفت
از خون ما گل خواهد رویید، ایران را حفظ کنید.
ارسال به دوستان